تبليغاتX
زندگی

زندگی

اول سلام

دوم سال نو همه مبارک

سوم معذرت می خواهم که نبودم  آخه سرم خیلی شلوغه .....

چهارم معلوم نیست که دوباره کی بیایم

پنجم اینکه ببخشید اگه چیزی ندارم که بگذارم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/01/30ساعت 5 بعد از ظهر  توسط ماسک  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/08/24ساعت 12 بعد از ظهر  توسط ماسک  | 

دوست دارم

 

اگه چشمات مشكي يا عسلي دوست دارم اگه موي تو كوتاست يا كه بلند دوست دارم اگه چون دوستم داري ميخواي اذيتم كني هر چقدر مي خواي اذيتم بكن دوست دارم وقتي با برق چشات چشماموادب ميكني دو تا چشم من مي خوان بهت بگن دوست دارم وقتي كه دستم ومي گيري ونازش ميكني تو دلم داد ميزنم هزار دفعه دوست دارم وقتي كه نگام به نيمرخت عمود اين لبام دوتاشون ميخوان درگوشت بگن دوست دارم اگه آرزوي ناز دوستم داري فقط يه بار درگوشم حالا نه بعدا"بگو دوست دارم

منبع: نغمه

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/07/20ساعت 11 قبل از ظهر  توسط ماسک  | 

  نم نمك باران عشقي در گرفت

اشك چشمي رفت و خشكيدن گرفت

قصه هاي ابر تيره شد عيان

در نفوذ سرد باران در خزان

چشمهاي آسمان پر آب شد

بر ضمير پاك قطره خيره شد

يك پرنده عاجز از پرواز ماند

ذهن در رسوايي اين لحظه ماند

حجم تلخ زندگي نمناك شد

روي شيرين كسي در خواب شد

آرزوي رفتنت بر باد شد

آرزوي ماندنت فرياد شد

فقر از يك آشيان پرواز كرد

روي بام زندگي ديگري، روزگار آغاز كرد

آن يكي در كام وصلي غوطه رفت

وآن دگر در يك تمنا ماند و رفت

آري انگار، خط سرخي، خط سبزي را نوشت

بار ديگر، زندگي و دستهاي سرنوشت

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/07/11ساعت 2 بعد از ظهر  توسط ماسک  | 

تا به صبح

 

ديشب كنار خاطره بوديم تا به صبح

با ياد دوست شعر سروديم تا به صبح

همراه دختري ز تبار پري وتور

در بستري ز لاله غنوديم تا به صبح

در هاله هاي ز عطر گل رازقي شبي

غم را زجان خويش زدوديم تا به صبح

ديشب كتاب سبز طريق وصال  را

با يك جهان اميد گشوديم  تا به صبح

با ساقي لبان تو تا مرز آفتاب

بر غنچه ها بوسه فزوديم تا به صبح

همگام با ستاره و همدرد با سكوت

شب را در انتظار تو بوديم تا به صبح

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/06/27ساعت 7 قبل از ظهر  توسط ماسک  | 

سرنوشت

نم نمك باران عشقي در گرفت

اشك چشمي رفت و خشكيدن گرفت

قصه هاي ابر تيره شد عيان

در نفوذ سرد باران در خزان

چشمهاي آسمان پر آب شد

بر ضمير پاك قطره خيره شد

يك پرنده عاجز از پرواز ماند

ذهن در رسوايي اين لحظه ماند

حجم تلخ زندگي نمناك شد

روي شيرين كسي در خواب شد

آرزوي رفتنت بر باد شد

آرزوي ماندنت فرياد شد

فقر از يك آشيان پرواز كرد

روي بام زندگي ديگري، روزگار آغاز كرد

آن يكي در كام وصلي غوطه رفت

وآن دگر در يك تمنا ماند و رفت

آري انگار، خط سرخي، خط سبزي را نوشت

بار ديگر، زندگي و دستهاي سرنوشت

+ نوشته شده در  شنبه 1384/06/19ساعت 10 قبل از ظهر  توسط ماسک  | 

انگار چيزي گم كرده ام

يك عقربه قرمز به نام ثانيه شمار

يك دايره بزرگ براي عبور عقريه

و كمي صداي تيك تاك براي زيبا تر شدن صحنه

لحظاتي بدون هيچ فكري

و قاتلي به نام دنيا كه ثانيه ها را مي كشد

لحظه اي عبور كرد بدون انكه بفهميم

لبخندي زده شد بدون هيچ احساسي

اشكي ........

واژه مورد نظر نا مفهوم است

آهي كشيده شد بدون هيچ اشكي

واژه مورد نظر نا مفهوم است

و جمله اول مي خواهد دوباره تكرار شود

انگار چيزي گم كرده ام

.......و تمام.........

و يك كلمه نامفهوم به نام مرگ

يك واژه زيبا به نام عشق

يك ارزو دست نيافتني به نام ازادي

همه براي رسيدن به..........

سيستم قدرت شناسايي جاي خالي را ندارد

همه درد ها ؛ دروغ

همه خوشي ها ؛ دروغ

همه و همه براي گول زدن من

همه و همه براي گول زد تو.......

سيستم احتياج به شارژ دارد لطفا ادامه ندهيد !!!!!!!!!!!!!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/06/10ساعت 8 قبل از ظهر  توسط ماسک  | 

موفقيت حاصل تصميم گيري درست است،

تصميم گيري درست حاصل تجربه است،

وتجربه اغلب حاصل تصميم گيري نا درست است.

آنتوني رابينز.................

......................................................................................................................................................................................................................................................................................

 

آنتوني رابينز.............

+ نوشته شده در  جمعه 1384/06/04ساعت 7 قبل از ظهر  توسط ماسک  | 

وقتي كه دست عزیزت يه نوازشگرخوبه وقتي كه طلوع چشمات دشمن هرچي غروبه

وقتي سايه اسمت روي لبهام خونه داره وقتي كه زخم نفسهام بي تو مرهمي نداره

توبگو غير تو كسي هست منو تنها نذاره؟ كسي هست كه اگه رفتي واسه من بشه ستاره؟

راستي كي توبرمي گردي تا كه بغض من بميره؟ كي مي آيي كه مرغ شادي تو نگاهم پر بگيره

تبسم ازنگاهت واسه من تموم دنياست وقتي چشماتو مي بندي زندگي واسم معماست

بيا كه هُرم نفسهات براي من نفس بياره بيا يه گريه تلخم بشه لبخندي دوباره

بيا تا اومدنت رو پركنم از هجرت غم بيا تا ديگه نباشه اشكي رو گونهء شبنم

شعر تازه اي نمونده كه برات هديه بيارم آخه تا اومدن تو مي تونم فقط ببارم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/05/26ساعت 2 بعد از ظهر  توسط ماسک  | 

عکس

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/05/24ساعت 10 قبل از ظهر  توسط ماسک  |